خودش ميگفت همه چيز از شعر شروع شد. در واقع همه چيز از سال ۶۵ شروع شد. مجتبی كاشانی، سرايندهی شعر «همشاگردی سلام»، از سر اتفاق به جنوب خراسان سفر ميكند. قراربود كه در همايشی مديريتی در بيرجند سخنرانی كند. تحت تأثير فقری كه به چشم ميبيند شعری به نام «سفرنامهی خواف» ميسرايد. شنيدن اين شعر عدهی زيادی از مهندسان همكار را در سمينار به گريه میاندازد. پس شاعر، كه خود بيش از همه متأثر شده، تصميم ميگيرد به مناطق محرومتر سفر كند. كمكم سر از نعلگندر، سراب، نيک، محمدآباد و روستاهای دیگر درمیآورد. آنجا صحنههايی میبيند كه برای مسافران روستاهای جنوب خراسان دور از ذهن نيست: خانههای بدون برق، كودكان بدون كفش، بزرگسالان معتاد، مردمی كه بر اثر زخم معده يا حتی آب مرواريد میمردند .