اخبار


آرشیو خبر...

 خواندني ها


آرشیو خواندني ها...

قصه مدرسه عشق


خودش مي‌گفت همه چيز از شعر شروع شد. در واقع همه چيز از سال ۶۵ شروع شد. مجتبی كاشانی، سراينده‌ی شعر «همشاگردی سلام»، از سر اتفاق به جنوب خراسان سفر مي‌كند. قراربود كه در همايشی مديريتی در بيرجند سخنرانی كند. تحت تأثير فقری كه به چشم مي‌بيند شعری به نام «سفرنامه‌ی خواف» مي‌سرايد. شنيدن اين شعر عده‌ی زيادی از مهندسان همكار را در سمينار به گريه می‌اندازد. پس شاعر، كه خود بيش از همه متأثر شده، تصميم مي‌گيرد به مناطق محروم‌تر سفر كند. كم‌كم سر از نعل‌گندر، سراب، نيک، محمدآباد و  روستاهای دیگر درمی‌آورد. آنجا صحنه‌هايی می‌بيند كه برای مسافران روستاهای جنوب خراسان دور از ذهن نيست: خانه‌های بدون برق، كودكان بدون كفش، بزرگسالان معتاد، مردمی كه بر اثر زخم معده يا حتی آب مرواريد می‌مردند .

ديدن بدبختی ديگران در حجم زياد باعث می‌شود تا بعضی آدم‌ها بهترين خصوصيات خود را بروز دهند. همسفران جنوب خراسان تصميم می‌گيرند «كاری بكنند». جماعتی كه راه را با شعر كاشانی و دوتار عثمان محمدپرست طی كرده بودند، صندوق خيريه‌ای تأسيس می‌كنند برای جمع‌آوری پول به قصد انجام دادن كاری درجنوب خراسان. محفل كوچک‌شان برای خيلی‌ها می‌تواند حسرت برانگيز باشد: عثمان سنی، نيكول فريدنی مسیحی، و ياران ديگر شيعه‌مذهب.

حجم مصائب فوق تصور است. در يكی از سفرها كودكانی كه هرگز جز موتورسيكلت وسيله‌ی نقليه‌ ديگری نديده بودند با ديدن ماشين گروه وحشت كرده و به پشت تپه‌ها فرار می‌كنند. كودكانی كه گاهی اوقات مجبور می‌شدند از شدت گرسنگی به صحرا بروند و به معنای واقعی كلمه «بچرند» شايد كه علف‌ها سيرشان كند.

جماعت چنان از ديدن اين منظره متأثر می‌شوند كه به قول مادربزرگ‌ها «مردهای گنده» همديگر را بغل می‌كنند و می‌زنند زير گريه. كاشانی شعری می‌سرايد خطاب به همراهانش:

1
2
3
4
5

همیاری با جامعه یاوری

حساب ریالی : شماره حساب جاری 151508 نزد بانک ملت شعبه میرزای شیرازی کد 63024 (به نام خانم پرستو کاشانی و آقایان همایون حاجی خانی و حسن ماهوتچیان)

حساب ارزی : شماره حساب 2926967 سپرده پس انداز قرض الحسنه ارزی بانک ملت شعبه میدان هفت تیر کد ارزی 7501 به نام پرستو کاشانی و اصغر حیدری منفرد